ابوالنجیب

لغت نامه دهخدا

ابوالنجیب. [ اَ بُن ْ ن َ ] ( اِخ ) جزری. شدادبن ابراهیم بن حسن ملقب به طاهر. شاعرمادح مهلبی وزیر معزالدولة و نیز مداح عضدالدوله دیلمی و وفات او در حدود چهارصد هجری بود. از اوست:
قلت للقلب مادهاک ابن لی
قال لی یاتع الفرانی فرانی
ناظراه فیما جنت ناظراه
او دعانی امت بما اودعانی.
و نیز از اوست:
افسدتم نظری علی فما اری
مذ غبتم حسناً الی ان تقدموا
فدعوا غرامی لیس یمکن ان تری
عین الرضا و السخط احسن منکم.
و هم از اوست:
اری جیل التصوف شرَّ جیل
فقل لهم و اهون بالحلول
أقال اﷲ حین عشقتموه
کلوا اکل البهائم و ارقصوا لی.
و نیز:
اذا المرء لم یرض ما امکنه
و لم یأت من امره احسنه
فدعه فقد ساء تدبیره
سیضحک یوماً و یبکی سنه.
و نیز:
بلاداﷲ واسعة فضاها
و رزق اﷲ فی الدنیا فسیح
فقل للقاعدین علی هوان
اذا ضاقت بکم ارض فسیحوا.
رجوع به فوات الوفیات ج 1 ص 167 و معجم الادبا ج 4 ص 261 و 262 شود.
ابوالنجیب. [ اَ بُن ْ ن َ ] ( اِخ ) سهروردی عبدالقاهربن عبداﷲبن محمدبن عمویه. و اسم عمویه عبداﷲبن سعدبن حسن بن قاسم بن علقمةبن النضربن معاذبن عبدالرحمن بن القاسم بن محمدبن ابی بکر صدیق است. ملقب به ضیاءالدین سهروردی. محب الدین بن النجار در تاریخ بغداد گوید: نسب شیخ ابوالنجیب را بخط خود او دیدم بدین صورت: عبدالقاهربن عبداﷲ بن محمدبن عمویه و اسم او عبداﷲبن سعدبن الحسین بن قاسم بن النضربن القاسم بن سعدبن النضربن عبدالرحمن بن قاسم بن محمدبن ابی بکر الصدیق است و چون این نسب بخط خود اوست البته اصح است. او در عراق شیخ زمان خویش بود و مولد او تقریباً در سال 490 هَ. ق. بسهرورد بوده است و از آنجا به بغداد شد و در مدرسه نظامیه نزد علی اسعد میهنی و غیر او فقه آموخت سپس طریقت صوفیه گزید و میل به انقطاع و عزلت کرد و مدتی مدید از مردم ببرید و بر اشتغال بعمل برای خدای تعالی و بذل جهد در این معنی اقبال کرد سپس بازگشت و جماعتی را بخدای تعالی خواند و وعظو تذکیر داشت و بسبب او مردمی بسیار بخدای تعالی بازگشتند و رباطی بر شط از جانب غربی بغداد بساخت و جمعی از صالحین اصحاب وی در آن سکونت گزیدند سپس او رابتدریس مدرسه نظامیه خواندند و او بپذیرفت و مدتی بدانجا درس گفت و برکت او در شاگردان وی پیدا آمد و ولایت تدریس او بمدرسه نظامیه از 27 محرم سال 545 هَ. ق. تا رجب سال 547 هَ. ق. بود. و حافظ ابوسعد سمعانی از او روایت کند و در کتاب خویش ذکر او آرد. سپس آنگاه که به قصد زیارت بیت المقدس به شام میشد در سال 557 بموصل رسید و در جامع عتیق آن شهر عقد مجلس وعظ کرد، سپس از آنجا به شام شد و به دمشق رسید چون در این وقت صلح میان مسلمین و فرنگ منفسخ شد بزیارت بیت المقدس توفیق نیافت لکن نورالدین محمود ملک العادل صاحب شام مورد وی را اکرام کرد و مدتی کوتاه به دمشق میزیست و آنجا نیز از وی وعظ و تذکیر خواستند او مجالس منعقد داشت و باز به بغداد شد و در عصر جمعه 17 جمادی الاَّخرة سال 563 هَ. ق. درگذشت و فردای آن روز او را در رباط وی بخاک سپردند و او عم شیخ شهاب الدین ابی حفص عمرالسهرودی است و مولد تقریبی او به سال 490 هَ. ق. را برادرزاده او شهاب الدین ذکر کرده است - انتهی. رجوع به تاریخ ابن خلکان ج 1 ص 324 شود.

جمله سازی با ابوالنجیب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شیخ زین‌الدین بابا پسر ضیاءالدین ابوالنجیب عبدالقاهر سهروردی بود که از فقیهان و مشایخ صوفیه سده ششم هجری و آغازگر و مرکز اتصال برخی سلاسل صوفیه، از جمله سلسله سهروردیه به‌شمار می‌رود. ابوالنجیب پسرش را برای انتشار افکارش به تاشکند فرستاد. شیخ زین‌الدین پس از گسترش فرقه سهروردیه در تاشکند درگذشت و در قبرستان روستای عارفان آن سوی دروازه کوکچه (تاشکند امروزی) به خاک سپرده شد.

💡 سپس سلطان محمدبن محمودبن محمدبن ملکشاه او را از فارس به اصفهان طلبید تا وزارت خود را به او دهد و او به اصفهان آمد و مدتی نیز در آنجا توقف نمود ولی بالاخره سلطان از آن خیال منصرف گردید و وزارت خود را به شمس‌الدین ابوالنجیب درگزینی داد و از این فقرهٔ اخیر معلوم می‌شود که تاج‌الدین بنحو قدر متیقن تا حدود ۵۰۰ هجری قمری در حیات بوده‌است و از این به بعد معلوم نشد چه مقدار دیگر زیسته است.

💡 سهروردیه یکی از طریقت‌های تصوف است، که سلسله پیرانش به عارف سده ششم ابوالنجیب سهروردی می‌رسد. پس‌از ابوالنجیب رهبری طریقت به برادرزاده ش شهاب‌الدین عمر سهروردی، صاحب عوارف المعارف رسید. شیخ رکن‌الدین ابوالفتح سهروردی را نیز در میان بزرگان این سلسله برمی‌شمارند.

خدمتکار یعنی چه؟
خدمتکار یعنی چه؟
بانداژ یعنی چه؟
بانداژ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز