مرده خوار
لغت نامه دهخدا
مرده خوار. [ م ُ دَ / دِ خوا / خا ] ( نف مرکب ) مردارخوار.مردارخور. که از لاشه و مردار شکم سیر کند. که از گوشت مردار غیر مذبوح تغذیه کند. لاشه خوار:
چون خورم اندوه چون همی بخورد
گردش این چرخ مرده خوار مرا.ناصرخسرو.هشدار چو مرده خوار کرکس
مرغان همه را حقیر مشمر.ناصرخسرو.از تن حلال خواری و از روح مرده خوار
تن مدح را و جانت سزای هجا شده ست.ناصرخسرو.
فرهنگ معین
( ~. خا ) (ص فا. ) ۱ - لاشخور. ۲ - کسی که برای خوردن غذا در مراسم ختم و عزاداری شرکت می کند.
فرهنگ عمید
۱. [مجاز] = مرده خور
۲. [قدیمی] مردارخوار.
فرهنگ فارسی
( صفت ) ۱- آنکه مرده حورد آنکه لاشه خورد. ۲- آنکه از قبل مراسم کفن و دفن و عزداری مردگان ارتزاق کند.
مردار خور
ویکی واژه
لاشخور.
کسی که برای خوردن غذا در مراسم ختم و عزاداری شرکت میکند.
جمله سازی با مرده خوار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گفتند: اى سلطان ! ما ملتب بوديم مشرك و بت پرست، و مرده خوار، حقوق همسايگان رارعايت نكرده، و حرمتى براى محارم قائل نبوديم، و آدم كشى و خونريزى در ميان ما رواجداشت، پس پروردگار جهان پيغمبرى را از ميان افراد خودمان بر انگيخت، و او كسى بودكه امانت و درستى و وفاء او در ميان همه مسلم بود، و ما را دعوت كرد بسوى توحيد وترك عبادت اصنام، و رسيدگى كردن و دستگيرى از ارحام، و رعايت حقوق همسايگان، ونماز خواندن، و روزه گرفتن.