لغت نامه دهخدا
مدونات. [ م ُ دَوْ وَ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ مُدَوَّنَة. ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به مدونه شود.
مدونات. [ م ُ دَوْ وَ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ مُدَوَّنَة. ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به مدونه شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از مفهوم اجازه نامه هايى كه براى روايت اصول اربعمائه (اصول چهارصد گانه ) و ديگر مدونات حديثى كوچك كه باقى مانده و به دست ما رسيده، چنين بر مى آيد كه روش تعليم و تعلم در زمان كلينى و پيش از او از اين قرار بوده كه استاد محدث كتاب خود را بر شاگردانش قرائت مى كرده و آنها گوش مى دادند.
💡 مولف گويد: آنچه را ما در اينجا آورده ايم، با آنچه كه روايت كرده اند و از وجود پارهاى از مدونات حديثى پيش از اين تاريخ سخن گفته اند، تناقضى ندارد. ازقبيل اينكه گفته اند: عبدالله بن عمرو عاص را كتابى ويژه به نام صحيفه صادقه و يازهرى تابعى را كتابى جداگانه در حديث بوده است. زيراامثال اين قبيل كتابها، تنها نامشان به علماى عصر و تدوين حديث رسيده نهاصل آنها.
💡 335- نخستين گنجينه كامل و جامع حديث كه در مكتب اهل بيت تاليف شده، كتاب كافى تاليف ثقه الاسلام، ابوجعفر محمد بن يعقوب بن اسحاق كلينى (م 329 يا 328 ق ) است كه مولف آن براى ثبت اصول و مدونات حديثى كوچك ديگر در آن، مدت بيست سال دست به مسافرتهاى طولانى زده است.
💡 از مفهوم اجازه نامه هايى كه براى روايت اصول اربعمائه (اصول چهارصد گانه ) و ديگر مدونات حديثى كوچك كه باقى مانده و به دست ما رسيده، چنين بر مى آيد كه روش تعليم و تعلم در زمان كلينى و پيش از او از اين قرار بوده كه استاد محدث كتاب خود را بر شاگردانش قرائت مى كرده و آنها گوش مى دادند.