غم بردن

لغت نامه دهخدا

غم بردن. [ غ َ ب ُ دَ ] ( مص مرکب ) غم خوردن. غمناک شدن:
مبر گفت غم کآن کنم کت هواست
بهر روی فرمان و رایت رواست.اسدی ( گرشاسب نامه ).نظر گویند سعدی با که داری
که غم با یار بردن غم نباشد.سعدی ( طیبات ).

فرهنگ فارسی

( مصدر ) غم خوردن اندوه بردن غمگین شدن.

جمله سازی با غم بردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دلا از باغ غم بردن چو نبود چاره در عالم صلاحت پس دراین باشد که بار عشق برداری

رجل القوس یعنی چه؟
رجل القوس یعنی چه؟
گوسفند یعنی چه؟
گوسفند یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز