عطر ریز

لغت نامه دهخدا

عطرریز. [ ع ِ ] ( نف مرکب ) عطرریزنده. عطرپاش:
نباشد صراحی چرا عطرریز
که کام و زبان گشت خمیازه خیز.نورالدین ظهوری ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

عطر ریزنده عطر پاش

جمله سازی با عطر ریز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چه شب همچو خاک ختن مشک بیز چه شب همچو زلف بتان عطر ریز

نقض یعنی چه؟
نقض یعنی چه؟
قلقلک یعنی چه؟
قلقلک یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز