لغت نامه دهخدا
صنم خانه. [ ص َ ن َ ن َ /ن ِ ] ( اِ مرکب ) بتخانه. بتکده. جای بت:
کسانی که از راه خدمتگری
کنند آن صنم خانه را چاکری.نظامی.رنگ هر گنبدی جداگانه
خوشتر از رنگ صد صنم خانه.نظامی.رجوع به صنم و صنم کده شود.
صنم خانه. [ ص َ ن َ ن َ /ن ِ ] ( اِ مرکب ) بتخانه. بتکده. جای بت:
کسانی که از راه خدمتگری
کنند آن صنم خانه را چاکری.نظامی.رنگ هر گنبدی جداگانه
خوشتر از رنگ صد صنم خانه.نظامی.رجوع به صنم و صنم کده شود.
( اسم ) بتکده بتخانه.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نه از جفای تو زیبا صنم نخواهد ماند همی صنم که صنم خانه هم نخواهد ماند
💡 ریزی به صنم خانه اگر رنگ تجلی از خون برهمن رگ زنّار شود سرخ
💡 یک پرده نشید است صلا گوش اصم را ناقوس صنم خانه و لبیک حرم را
💡 با اهل دل ای جان به ادب باش که جهال از جهل، صنم خانه شمردند حرم را
💡 جان خدا دوست بود فیض ندارد سر تن برهانم ز صنم خانه قالب هله هی
💡 ابنای زمان، نقش صنم خانه چیناند دل برکن ازین صورت بیجان شدهای چند