لغت نامه دهخدا
( سنخة ) سنخة. [ س َ خ َ / س َ ن َ خ َ ] ( ع اِ ) بوی بد. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ).
( سنخة ) سنخة. [ س َ خ َ / س َ ن َ خ َ ] ( ع اِ ) بوی بد. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از آنچه گذشت پاسخ از يك اشكال ديگرى كه در اين مقام شده روشن مى شود، و آناشكال اين است كه چرا نتوانيم اين احتمال را بدهيم كه اين شعور باطنى يعنى وحى مانندشعور فطرى كه در همه انسانها هست در سنخه وجودمثل هم نباشند؟
💡 نظير دوم اين است كه روايات نامبرده احيانا به آيات كتاب و ظاهر سنت استدلال كرده مى خواهيم بدانيم اين است دلالها صحيح است يا نه ؟ و اين در مسؤ وليت اينكتاب و سنخه بحث ما در اين كتاب است.
💡 چهارم اينكه سنخه اين شعور باطنى كه در انبيا هست غير سنخه شعور فكرى است كه همهعقلا از انسانها در آن شريكند.
💡 و همين شدت يافتن استعداد نفس، علتى است كه در تمامى حوادث باعث ميشود صورتىمتناسب با سنخه آن استعداد در نفس پديد بياورد.