سفاه

لغت نامه دهخدا

( سفاة ) سفاة. [س ِ ] ( ع اِ ) خاک. ( مهذب الاسماء ) ( از منتهی الارب ).
سفاه. [ س ِ ] ( ع ص، اِ ) جمع سفیه. رجوع به سفیه شود.

فرهنگ فارسی

خاک

جمله سازی با سفاه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اطوار تو آثار جنون است و سفاه است افکار تو پندار صداع است و زکام است

💡 اگر سیب سفاهان نیست، غم نیست زنخدانم به لطف از سیب کم نیست

فاتخذوه یعنی چه؟
فاتخذوه یعنی چه؟
برخط یعنی چه؟
برخط یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز