سراح. [ س َ ] ( ع اِمص ) رها کردن. ( ترجمان القرآن جرجانی ترتیب عادل بن علی ص 57 ). || طلاق. اسم است مر تسریح را. ( منتهی الارب ): و سرحوهن سراحاً جمیلاً. ( قرآن 49/33 ). ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). || و در مثل است: السراح من النجاح؛ یعنی اگر بر روا کردن حاجت مرد توانا نیستی او را مأیوس کن که در نظر او مانند روا کردن است. ( اقرب الموارد )؛ یعنی کار او را یکسره کن، نظیر: البأس احدی. || آسانی و روانی.شمس قیس نویسد: و سراح در لغت عرب آسانی و روانی باشد و گویند فعلت هذا فی سراح و رواح؛ این کار برکردم به سهولت و آسانی. ( المعجم فی معاییر اشعار العجم ).افعله فی سراح و رواح؛ فی سهولة. ( اقرب الموارد ).
رها کردن یا طلاق اسم است مر تسریح را.
[ویکی فقه] سَراح از جمله الفاظی است که در فقه کاربرد دارد.
سَراح کنایه از طلاق است.واژه «سَراح» در قرآن کریم کنایه از طلاق به کار رفته است.
کاربرد سَراح در فقه
از آن به مناسبت در باب طلاق سخن گفته اند.به قول مشهور، طلاق تنها با لفظ صریح در آن تحقق می یابد و این لفظ نزد فقهای شیعه، تنها واژه «طلاق» است. بنابر این، نزد مشهور امامیه، طلاق با واژه «سراح» محقق نمی شود؛ لیکن نزد مخالفان (اهل سنت) واژه «سراح» نیز از الفاظ صریح طلاق بر شمرده شده است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 فقط ده يا دوازده نفر از مشركان مكه بودند كه غيرقابل عفو بودند: عكرمه بن ابى جهل، هبار بن اسود، عبدالله بن سعد ابى سراح،حويرث بن نفيل، عبدالله بن هلال و...
💡 سراح شهدادی، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان حاجیآباد در استان هرمزگان ایران است. این روستا فاصله ای کم تاجاده اصلی محور حاجیآباد بندرعباس دارد. مردم روستا بیشتر به کشاورزی ودامداری مشغول هستند.{کشاورزی گلخانه}مهمترین کشاورزی روستای شهدادی است. روستای شهدادی به استان فارسهم راه دارد وشهرستان حاجیآباد را به شهرستان لارستانوصل میکند.
💡 سربلم،کهنوج بزرگ ،توشهراحمدی، سراح، حشم بلم،پاشغ احمدی، میرحسینی، بانگود،