لغت نامه دهخدا
زشت گفتار. [ زِ گ ُ ] ( ص مرکب ) بدزبان. بَذّی. بذی اللسان. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). رجوع به زشت گوی و ماده بعد شود.
زشت گفتار. [ زِ گ ُ ] ( ص مرکب ) بدزبان. بَذّی. بذی اللسان. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). رجوع به زشت گوی و ماده بعد شود.
بد زبان زشت گوی
💡 ز بس زشت گفتار و کردار اوی ز بیدادی و درد و آزار اوی
💡 بدو گفت برگشتم از کار خویش پشیمانم از زشت گفتار خویش