فرهنگ فارسی
( صفت ) دارای رشته و نوار جمع ریسه داران. یا ریسه داران گیاهانی که اندام رویشی آنها از ریسه به وجود آمده است. گیاهانی که ساختمان سلول آنها از سلولهای ساده و یک نواختی بنام ریسه میباشد تالوفیتها.
( صفت ) دارای رشته و نوار جمع ریسه داران. یا ریسه داران گیاهانی که اندام رویشی آنها از ریسه به وجود آمده است. گیاهانی که ساختمان سلول آنها از سلولهای ساده و یک نواختی بنام ریسه میباشد تالوفیتها.
{fibratus} [علوم جَوّ] پرده ای از ابر نازک دارای رشته های مستقیم یا کم وبیش نامنظم و خمیده؛ این اصطلاح عمدتاًً همراه با ابرهای پرسا و پرساپوشنی می آید
ریسه دار پرده ای از ابر نازک دارای رشته های مستقیم یا کم وبیش نامنظم و خمیده است. این اصطلاح عمدتاً همراه با ابرهای پرسا و پرساپوشنی می آید.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گیاهانی که در این گروه قرار میگیرند، ریشه و ساقه و برگ ندارند و دستگاه رویندگی آنان به یک ریسه منحصر میشود. از ریسه داران میتوان جلبکها، قارچها، گلسنگها و باکتریهای میکروسکوپی را نام برد. جلبکها دارای کلروفیل هستند و غذای خود را از طریق فتوسنتز میسازند.
💡 چفیه یکی دیگر از سر پوشهای مردان ایل ملکشاهی است که عموماً وارداتی بوده و در اشکال مختلف مانند سفید، سفید راه راه، مشکی راه راه و گاهی زمینه سفید و رگههای قرمز یا سبز و بعضاً دارای ریسه دار کناره میباشند که بیشتر به تنهایی به دور سر بسته میشوند. چفیه بیشتر کسانیکه به حج میروند از نوع چفیه با زمینه کرم و گلهای بوته و برگ اسلیمی زرد طلایی که مخصوص کشور عربستان است، که نشانهٔ حج رفتن آنان بوده و نوعی موقعیت اجتماعی فرد را نیز نشان میدهد.