دو زبان

لغت نامه دهخدا

دوزبان. [ دُ زَ ] ( ص مرکب، اِ مرکب )که زبان دو دارد. که دارای دو زبان است. || مار و افعی. ( ناظم الاطباء ). || که به دوزبان سخن گوید. ذواللسانین. ترجمان. مترجم. || دوزبانه. که دارای دوتا زبانه باشد: نصل فتیق الشفرتین؛ پیکان دوزبان. صاحب دوزبان. صاحب دوزبانه.( یادداشت مؤلف ) رجوع به دو زبانه شود:
پیدا دورنگ او دوزبان کلک تو کند
چون بر بیاض روم نگارد سواد زنگ.سوزنی. || قلم و خامه. ( ناظم الاطباء ). قلم به سبب شکاف و شقی که در سر آن است:
اگر دوزبان است نمام نیست
درآن دوزبانیش عیبی مدان
که او ترجمان زبان و دل است
جز از دوزبان چون بود ترجمان.مسعودسعد. || دوقول. که حرفش یک نیست. ( یادداشت مؤلف ). || منافق. ( ناظم الاطباء ) ( غیاث ) ( آنندراج ). دورو. ( یادداشت مؤلف ). دورنگ. دوروی. دوسر. کنایه از منافق که ظاهرش خوب باشد و باطنش چنان نباشد. ( آنندراج ):
قلم دوزبان است و کاغذ دورو
نباشند محرم در این سو زیان.کمال الدین اسماعیل.- دوزبان شدن؛ ریاکردن و نفاق کردن. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

( صفت ) منافق مزور.

جمله سازی با دو زبان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ریتا داماسیو (متولد ۱۹۷۸) خواننده و مددکار اجتماعی پرتغالی است. موسیقی او ترکیبی از موسیقی سنتی پرتغالی، موسیقی فرانسوی، آلترناتیو راک، موسیقی جهانی و گاسپل است. او به دو زبان پرتغالی و فرانسوی آواز می‌خواند و به عنوان «صدای چندفرهنگی» توصیف شده است.

💡 عبدالواسع جبلی - رحمة الله علیه، وی فاضل کامل و شاعری ماهر بوده به هر دو زبان تازی و فارسی سخن گفته و اتفاق است که هیچ کس از عهده جواب قصیده مشهور وی که مطلعش این است چنانچه می باید بیرون نیامده است:

💡 لیمبورخی بسیار به زبان‌های آلمانی و هلندی نزدیک است و بیشتر بعنوان گونه‌ای از این دو زبان شمرده می‌شود.

💡 زبان بلاروسی (беларуская мова) یکی از دو زبان رسمی کشور بلاروس (به همراه روسی) است. زبان بلاروسی هم مانند زبان روسی با خط سیریلیک نوشته و خوانده می‌شود.

💡 من و شمع دوش حرفی بمیان نهاده بودیم دو زبان آتش افشان به بیان گشاده بودیم

💡 سخن ماست یکی گرچه دل ماست دو نیم خامه یکدل ما را دو زبان هر دو یکی است