لغت نامه دهخدا
حد و حساب. [ ح َدْ دُ ح ِ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) حد و اندازه. حد و مرز. حد و مر. حد و حصر. رجوع به حد به معنی اندازه شود.
حد و حساب. [ ح َدْ دُ ح ِ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) حد و اندازه. حد و مرز. حد و مر. حد و حصر. رجوع به حد به معنی اندازه شود.
حد و اندازه حد و مرز
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نیست ای راهب غم و درد مرا حد و حسابی
💡 آيـه بـعـد دليـل مـخـالفـت ايـن گـروه را بـه روشـنـى بـيـان مـى كـنـد، مـى گـويـد: ايـننـفوذناپذيرى و لجاجت بى حد و حساب و دشمنى با هر حقيقت، به خاطر آنست كه آنها حستشخيص و درك خود را بر اثر كثرت گناه و لجاجت از دست داده اند، و ابدا چيزى درك نمىكـنـنـد، آرى (ايـن چـنـيـن خـداوند بر دلهاى كسانى كه علم و آگاهى ندارند مهر مى نهد)(كذلك يطبع الله على قلوب الذين لا يعلمون ).
💡 سر آمد و اجل معلق كه با دگرگونى شرائط دگرگون مى شود، فىالمثل انسانى دست به انتحار و خودكشى مى زند در حالى كه اگر اين گناه كبيره را انجامنمى داد سالها زنده مى ماند، و يا بر اثر روى آوردن به مشروبات الكلى و مواد مخدر وشهوترانى بى حد و حساب توانائى جسمى خود را در مدت كوتاهى از دست مى دهد، درحالى كه اگر اين امور نبود ساليان بسيارى مى توانست عمر كند.
💡 لطف بی حد و حساب یار ما را کشته است شکوه از دردی که ما داریم درمان است بس
💡 دولت هفتم و هشتم در زمان تکمیل نبودن تونل کوهرنگ سه یک سهم آب از اصفهان را به استان یزد، اختصاص دادند. تخصیصهای بی حد و حساب دلیل خشک شدن تالاب گاو خونی شده است. کارشناسان سلامت ۳۵ هزار سرطانی به دلیل خشک شدن گاو خونی را برای اصفهان پیشبینی کردهاند.