تیز خوی

لغت نامه دهخدا

تیزخوی. ( ص مرکب ) تندخوی. زودخشم: گفتم خواجه را بگوی که تومرا به ازمن دانی که مرد تیزخوی نیستم و از پیشه خود که دبیری است فراتر نشوم. ( آثارالوزراء عقیلی ).

فرهنگ فارسی

تند خوی زود خشم

جمله سازی با تیز خوی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تیغ تن سوز تو چو آتش تیز خوی جان تو ز تو چو عنبر ناب

💡 تنش ابر بد برق دندان تیز خوی‌اش قطره باران و کف برف ریز

قورساق یعنی چه؟
قورساق یعنی چه؟
الفت یعنی چه؟
الفت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز