تنقضوا

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] ریشه کلمه:
نقض (۹ بار)
شکستن. خواه ظاهری باشد مثل «نَقَضَ الْعِظَمَ» یعنی استخوان را شکست و از آن است. نباشید مانند زنیکه رشته خویش را بعد از تابیدن شکست و پنبه کرد و قطعه قطعه نمود راجع به این آیه در «غزل» توضیح داده شده است. و خواه معنوی مثل شکستن پیمان در کلام الله مجید بیشتر در معنوی بکار رفته است. عهدها را بعد از تأکید نشکنید.. آنانکه بعهد خدا وفا می‏کنند و پیمان محکم را نمی‏شکنند. رجوع شودبه «عهد». *. انقض را سنگین کردن گفته‏اند شاید ان مبالغه در سنگینی باشد که گویی از سنگینی پشت را می‏شکند یعنی بار سنگینت را از تو برداشتیم که پشتت را سنگینی می‏کرد.

جمله سازی با تنقضوا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 (و لا تنقضوا الايمان بعد توكيدها) - (نقض يمين ) به معناى مخالفت مقتضاى آناست، و مراد از يمين، سوگند به خداست، گويا غير از اين سوگند را يمين ندانسته استدليلش هم جمله (و قد جعلتم الله عليكم كفيلا) است.

💡 نتيجه اينكه: جمله (اوفوا بعهد الله ) خاص است و جمله (لا تنقضوا الايمان ) عام.

💡 و جمله (و لا تكونوا كالتى نقضت غزلها من بعد قوة انكاثا) در معناى تفسير استبراى (و لا تنقضوا الايمان بعد توكيدها)

💡 آيات (91) تا (94): و اءوفوا بعهد الله إ ذا عاهدتم و لا تنقضوا الا يمان بعد توكيدها و قد جعلتم الله...

💡 سپس اضافه ميكند: و سوگندهاى خود را بعد از تاكيد، نقض نكنيد (و لا تنقضوا الايمانبعد توكيدها).

فمبوی یعنی چه؟
فمبوی یعنی چه؟
قمبل یعنی چه؟
قمبل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز