ترزه

لغت نامه دهخدا

ترزه. [ ت َ زَ ] ( اِخ ) قریه ای است کوچک در کوه فیمابین بسطام دامغان، و در آنجا مدفونند بیست ویک کس از اولاد عمادالدین عبدالوهاب بارسینی که بعقیده شیخ علاءالدوله سمنانی از اولیای آن عهد بوده و هفتادوشش سال عمر نموده... ( انجمن آرا ).
ترزه. [ ت َ زِ ] ( اِخ ) ده کوچکی است از دهستان موگویی در بخش آخوره شهرستان فریدن که در 27هزارگزی باختر آخوره و متصل به راه مالرو کمران واقع است و 37 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 10 ).

جمله سازی با ترزه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ترزه میرانی (زادهٔ ۲ دسامبر ۱۸۲۴ - درگذشتهٔ ۲۴ مه ۱۹۰۱) یک طراح گلدوزی و معلم بود که در سمت مدیر مدرسهٔ سلطنتی هنر گلدوزی وزارت بازرگانی در وین بود.

💡 وی در اواخر اکتبر سال ۱۸۱۲، با برادرش «نیکولاوس یوهان» دیدار کرد. او آرزو داشت که یوهان به زندگی مشترک با ترزه اوبرمایر[اد] (زنی که قبلاً فرزند نامشروع داشته)، پایان دهد. ولی قادر به متقاعدکردنِ یوهان برای پایان‌دادن به این روابط نبود و از مقامات محلی و مذهبی درخواست وساطت کرد. اما سرانجام یوهان و ترزه در ۹ نوامبر با هم ازدواج کردند.

💡 عشق دیگر، ترزه مالفاتی خواهرزادهٔ پزشکِ بتهوون بود. این پزشک در سال ۱۸۱۰، تِرِزه را برای ازدواج به بتهوون پیشنهاد داده بود، در این زمان بتهوون ۴۰ ساله و ترزه ۱۹ ساله بود و این رابطه هم به فرجام نرسید. اکنون قطعهٔ پیانویی برای الیزه اهداشده به ترزه، او را به‌یاد می‌آورد.