تتلمذ
مترادفها
شاگردی، آموزش
متضادها
تعلیم دادن، تدریس
لغت نامه دهخدا
تتلمذ. [ ت َ ت َ م ُ ] ( ع مص ) تلمیذ کسی شدن. ( اقرب الموارد ).
فرهنگ فارسی
تلمیذ کسی شدن
جمله سازی با تتلمذ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 با اين كه بالاتر از مرتبه انسان در مخلوق ها مرتبه اى جز مرتبه فرشته نيستفرشتگان در فراگيرى اسماء از آدم تتلمذ كردند، اما اين فراگيرى و فرادهى دلالتندارد كه انسان از ملك برتر است، ليكن دليل است بر اين كه انسان از لحاظ نشاه ازفرشته كاملتر است. (542)
💡 355-در عصر مرحوم جهانگير خان قشقايى و حاج آخوند كاشى كه مرحومفاضل تونى (قدس الله اسرارهم ) از محضر آن دو حكيم سترگ تتلمذ كرده است.
💡 او سالها در زیر نظر استادان بزرگ در مکاتب مختلف فلسفی به تتلمذ پرداخت تا بتواند دیدگاهی مستقل و جامع نسبت به مسائل هستیشناسی پیدا کند.
💡 دوران تتلمذ در آن مدرسه قدیمی، با سختگیریهای آموزشی و نشستهای طولانی در حیاط باصفا همراه بود که شخصیت علمی او را شکل داد.
💡 برای رسیدن به درجات بالای علمی، فرد باید ابتدا با فروتنی کامل به تتلمذ در پیشگاه بزرگان دانش بپردازد و از تجربیات آنان بهره ببرد.