لغت نامه دهخدا
تاجری. ( اِخ ) ابوعبداﷲ محمدبن ابراهیم وزیر خوارزم. در یتیمةالدهر چ دمشق ج 4 ص 156 اشعاری از وی نقل شده است.
تاجری. ( اِخ ) ابوعبداﷲ محمدبن ابراهیم وزیر خوارزم. در یتیمةالدهر چ دمشق ج 4 ص 156 اشعاری از وی نقل شده است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ۱۹۷۹ ۶ یدالله کارگرپیشه ابراهیم امیرحیدری عزیز پرتوی، حسن شمشیری، جاوید نجفی، ابراهیم امیرحیدری، جلال شاهسوند، داوود الله یاری، حسینآبادی، قاسم تاجری، بیژن کاظمی، علی مؤذن، پرویز کاظمی و ابراهیم وطنپرست
💡 حدیثه در ۳۰ آوریل ۲۰۲۲ با تاجری به نام مهمت دینچرلر در کاخ چراغان ازدواج کرد. او در ۱۵ سپتامبر ۲۰۲۲ درخواست طلاق داد، که روند رسمی شدن طلاق آنها در ۳۰ سپتامبر ۲۰۲۲ نهایی شد.
💡 برکلِ را اغلب به عنوان تاجری میبینند که روابط تنگاتنگی با اتحادیههای کارگری داشته و برای حل مشکلات کسبوکار با اتحادیهها همکاری میکند.
💡 ای سخنور تربیت کن مر مرا از نیکویی تاجری گردد زبانم در مدیحت چون جریر
💡 تاجری در دعوایی که داشت به پادشاهی توسل جست. شاه با وی نزد قاضی حاضر شد. قاضی گفت: کسی که در دعوایش به پادشاهان توسل جوید، باید قضاوت از شیطان خواهد.
💡 در هلسینکی، یک نگهبان شیفت شب تنها درگیر حوادثی به همراه زنی خطرناک و تاجری فاسد میشود...