واژه بیگی برگرفته از عنوان ترکی بیگ یا بیک است. این اصطلاح بهصورت پسوندی تشریفاتی و نشاندهنده منصب، در پایان نام مردان بهکار میرود و دلالت بر مدیریت، ریاست یا مرتبهای اجتماعی دارد. ساختار ترکیبی آن بیانگر نسبت و پیوند با عنوان اصلی بیگ است که خود بهمعنای بزرگ، سرور یا فرمانروا بهکار میرفته است. از جمله ترکیبهای شناختهشده با این پسوند میتوان به دریابیگی (فرمانده ناوگان یا مسئول امور دریایی) اشاره کرد. همچنین عنوان بیگلربیگی که از ترکیب بیگلر (جمع بیگ) و بیگی تشکیل شده، عالیترین مقام اداری و نظامی در برخی دورههای تاریخ ایران و عثمانی بهشمار میرفته و به معنی رئاب بیگها یا فرمانروای کل بوده است.
بیگی
لغت نامه دهخدا
بیگی. [ ب َ / ب ِ ] ( حامص مرکب ) مأخوذ از بیک یا بیگ ترکی. بیکی. لقب گونه ای است که در آخر اسم مردان درآید: دریابیگی. طوی بیگی. دیوان بیگی.ایل بیگی. قوربیگی. چوپان بیگی. قلعه بیگی. بیگلربیگی.( یادداشت مؤلف ). و رجوع به بیگ و بیگلربیگی شود.
فرهنگ فارسی
ماخوذ از بیک یا بیگ ترکی. بیکی لقب گونه ایست که در آخر اسم مردان در آید دریا بیگی. طوی بیگی. دیوان بیگی. ایل بیگی. قور بیگی. چوپان بیگی
جمله سازی با بیگی
💡 سامان اسحاقبیگی (زادهٔ ۳ آذر ۱۳۶۱) که با نام سامی بیگی شناخته میشود، خواننده، ترانهسرا و تهیهکننده اهل ایران است.