بوماران
مترادفها
بومرنگ
لغت نامه دهخدا
بوماران. ( اِ مرکب ) بومادران است که نام گیاهی باشد مایل به کمودت و تیزی. ( برهان ). بومادران. ( آنندراج ) ( جهانگیری ) ( ناظم الاطباء ). بوی مادران گیاهی است از تیره مرکبان، دارای قلمهای بلند و برگهایش بسیار بریده و گلهایش خوشه مرکب است. ارتفاعش تا 70 سانتیمتر میرسد. رنگ گلهایش سفید یا صورتی و گلبرگ هایش ریز و خوشبو است. زهرةالقندیل. علف هزاربرگ. ( فرهنگ فارسی معین ).
فرهنگ عمید
= بومادران
فرهنگ فارسی
( اسم ) گیاهی از تیر. مرکبان دارای ساقه های بلند و برگهایش بسیار بریده و گلهایش خوشه یی مرکب است. ارتفاعش تا ۷٠ سانتیمتر میرسد. رنگ گلهایش سفید یا صورتی و گلبرگ هایش ریز و خوشبوست زهره القندیل علف هزار برگ.
جمله سازی با بوماران
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بومادران با گلهای زرد رنگ در استان لرستان نیز میروید و در زبان کُردی گویش کلهری بوماران و در گویش لری «برنجداس» نامیده میشود و در زبان کُردی گویش لکی (گل ماینه) نامیده می شود.
💡 بازی با بوماران در فرهنگهای بومی استرالیا، تنها یک سرگرمی ساده نیست بلکه ابزاری برای شکار و بقا در محیطهای بسیار دشوار و وحشی محسوب میشد.
💡 در برخی از تمرینات روانشناسی، از استعاره بوماران استفاده میشود تا نشان دهند که اعمال و رفتارهای ما در نهایت به سمت خودمان بازمیگردند.
💡 وقتی کودک بوماران را با قدرت به سمت درخت پرتاب کرد، با تعجب مشاهده کرد که آن ابزار چوبی پس از چرخشی سریع دوباره به سمت او بازگشت.