بواجب

بواجب به معنای «به خاطر وظیفه» یا «به سبب واجب» است. این واژه به موضوعاتی اشاره دارد که انجام آن‌ها به عنوان وظیفه یا تکلیف اخلاقی و شرعی بر عهده فرد است.

کاربردها

اخلاق و دین: در متون دینی و اخلاقی، بواجب به انجام اعمالی اشاره دارد که از نظر شرعی یا اخلاقی بر عهده افراد است. به عنوان مثال، انجام نماز، روزه، کمک به نیازمندان و دیگر واجبات دینی در این دسته قرار می‌گیرند.  این اعمال نه تنها به عنوان الزامات دینی، بلکه به عنوان نشانه‌ای از تعهد فرد به اصول اخلاقی و ارزش‌های انسانی نیز در نظر گرفته می‌شوند.

اجتماعی: در زمینه‌های اجتماعی، بواجب می‌تواند به مسئولیت‌ها و وظایف اجتماعی اشاره کند. مثلاً کمک به دیگران در بحران‌ها یا رعایت قوانین اجتماعی به عنوان وظایف شهروندی در نظر گرفته می‌شود. این مسئولیت‌ها به تقویت همبستگی اجتماعی و ارتقاء کیفیت زندگی در جامعه کمک می‌کنند و نشان‌دهنده‌ی احساس مسئولیت فرد نسبت به دیگران و جامعه است.

لغت نامه دهخدا

بواجب. [ب ِ ج ِ ] ( ق مرکب ) از روی وجوب. رجوع به واجب شود.

جمله سازی با بواجب

💡 گر بواجب کار بودی شاه گیتی خواندمش عیب دانم خواندن او را شاه آذربایگان

💡 چون نه ممکن که بواجب کنمش نام آغاز خود چه واجب که به ممکن شومش دستان ساز

💡 ز ممکن رفته رفته تا بواجب که وصف حق بخلق آنجاست غالب

با دقت یعنی چه؟
با دقت یعنی چه؟
رویت یعنی چه؟
رویت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز