لغت نامه دهخدا
ببره. [ ب َ رَ ] ( اِ ) نوعی کفش بسیار ظریف و کوچک. ( از دزی ج 1 ص 50 ).
ببره. [ ب َ رَ ] ( اِ ) نوعی کفش بسیار ظریف و کوچک. ( از دزی ج 1 ص 50 ).
نوعی کفش بسیار ظریف و کوچک
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اَتی کسسن سومکه کسمس: گوشت رو ببره استخوان را نمیبره
💡 حجّت قاطع بازوی توشمشیربس است درجهان گیری اگرکار ببرهان باشد
💡 حدیث عشق اگرچه هست شیرین ولی مردم ببرهان گشته ره بین
💡 بنزد قاضی گردون که مشتریست بنام حقوق روی تو ثابت کند ببرهان ماه
💡 بنزد من این رواق بود بر زنه طباق کنم ثابت این سخن ببرهان منطقی