بالود

لغت نامه دهخدا

بالود. ( اِ ) پوست بره. ( السامی ). صاحب السامی این کلمه را بصورت عربی البالود در جزو سمور و قاقم و فنک و دله و حواصل نام می برد. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

پوست بره است

جمله سازی با بالود

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 و قدا صفیتنی بالود منی فما للشوق عندی من نصیب

💡 تا لعل لبت چو غنچه در خنده فزود خون جگرم چو لاله بر رخ بالود