باصدی

لغت نامه دهخدا

باصدی. [ ص ِ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان شهریاری بخش رامهرمز شهرستان اهواز که در 7 هزارگزی جنوب خاوری رامهرمز و یک هزارگزی جنوب خاوری راه اتومبیل رو رامهرمز به خلف آباد در دشت واقع است. ناحیه ای است گرمسیر دارای 300 تن سکنه و آب آن از رودخانه رامهرمز تأمین میشود. محصول عمده آن غلات و برنج و کنجد و بزرک و شغل مردمش زراعت است. در تابستان میتوان با اتومبیل از راه آن گذشت. ساکنین آن از طایفه لر و عرب هستند. این آبادی از دو محل بنام بالا و پایین تشکیل شده است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).

جمله سازی با باصدی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 روستاهای شووه، ناقد، باصدی علیا، کمتوله و زراقلی(زراغله)میباشد و شیخ به نام شیخ یابر داشتند که برادری به نام راظی داشت

💡 باصدی علیا، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان رامهرمز در استان خوزستان ایران که بیشتر ساکنین این روستا از طوایف خمیسی و مرادی هستن.

گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
سلحفات یعنی چه؟
سلحفات یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز