یادگیری مشاهده ای

فرهنگستان زبان و ادب

{vicarious learning, observational learning} [روان شناسی] کسب اطلاعات یا مهارت یا رفتار با مشاهدۀ عملکرد دیگران، چه به صورت مستقیم و چه ازطریق رسانه ای مانند فیلم

جمله سازی با یادگیری مشاهده ای

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 با یادگیری مشاهده هاله، آموختم که چگونه آگاهانه بر روی آن تأثیر بگذارم. می‌توانستم برای تأثیرگذاری بر هاله بیمار، هالهٔ خود را تحت کنترل درآورم. آموختم برای برقراری مجدد سلامتی، بازگرداندن تعادل به هاله ضروری است. به علاوه در این هنگام از منبعی غیبی، اطلاعاتی در مورد علت اولیه بیماری ارباب رجوعم دریافت می‌کردم. اطلاعات هدایت شده در این مجرا به صورت کلمات، مفاهیم یا تصاویر نمادین جاری می‌شدند. هر آنچه دریافت می‌کردم را با آنچه در هاله می‌دیدم ارتباط می‌دادم. مثلاً در یک مورد مستقیماً این پیام را شنیدم، «این زن سرطان دارد» و در عین حال لکه سیاهی را در هاله اش دیدم. این لکه از نظر اندازه، شکل و موقعیت با عکسی که بعداً از محل غده گرفته شد، مطابقت داشت.