گور افکنی

لغت نامه دهخدا

گورافکنی. [ اَ ک َ ] ( حامص مرکب ) شکار گور. گورزنی. گور کشتن. به جنگ گور رفتن:
برآرم سگان را ز شورافکنی
که با شیر بازی است گورافکنی.نظامی.خرامنده می گشت بر پشت بور
به گورافکنی همچو بهرام گور.نظامی.

فرهنگ فارسی

صید گور گورزنی: خرامنده می گشت بر پشت بور به گور افکنی همچو بهرام گور. ( نظامی )

جمله سازی با گور افکنی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چو گور، تیره و تنگ آیدش جهان به نظر گر افکنی به دل تنگ مور، پرتو جاه

انحصار یعنی چه؟
انحصار یعنی چه؟
ادعیه یعنی چه؟
ادعیه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز