لغت نامه دهخدا
گه غلط. [ گ ُه ْ غ َ ] ( اِ مرکب ) به معنی گه گردان و جعل است. ( آنندراج ). خبزدو. خبزدوک. گوه گردان. گوه غلطان. خنفساء. رجوع به گوگردانک و گوگردان شود.
گه غلط. [ گ ُه ْ غ َ ] ( اِ مرکب ) به معنی گه گردان و جعل است. ( آنندراج ). خبزدو. خبزدوک. گوه گردان. گوه غلطان. خنفساء. رجوع به گوگردانک و گوگردان شود.
( صفت و اسم ) گه گردان. جعل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 غلط رفت غلط رفت که این نقش نه ماییم که تن شاخ درختی است و ما باد نسیمیم
💡 4 - هرگاه در يك آيه كلمه يا يك حركت غلط خوانده شود يا زياد و كم كنند بدون انديشهمتوجه مى شود و خبر مى دهد.
💡 ز تو هرشب ز بس یارب رود بر آسمان افتد ملایک را غلط در سبحه از غوغای یاربها
💡 ماه را مانی غلط کردم که مر خورشید را نورمند از خاک پای تست نورانی عذار
💡 باز درآمد به بزم مجلسیان دوست دوست گرچه غلط میدهد نیست غلط اوست اوست