لغت نامه دهخدا
پیش خرکردن. [ خ َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) خریدن پیش از موعد. ابتیاع کردن قبل از فرارسیدن هنگام معهود آن.
پیش خرکردن. [ خ َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) خریدن پیش از موعد. ابتیاع کردن قبل از فرارسیدن هنگام معهود آن.
( مصدر ) خریدن پیش از موعد ابتیاع کردن قبل از فرا رسیدن هنگام معهود آن.
💡 چون رسیدم خر خود پیش خر او بندم خود به تقریبی جا در بر آن یار کنم
💡 پیش خر خرمهره و گوهر یکیست آن اشک را در در و دریا شکیست
💡 کاهی است تباه این جهان ولیکن که پیش خر و گاو زعفران است
💡 تو مگو پیش خران اسرار را ز آنکه جز وهمی نداند کار را
💡 مزن چو ناخن مطرب به پیش خر طنبور نوای سوختگان را جهان چه میداند
💡 از گل بستان وصل یک دو سه دامن بیار کان علف تلخ را پیش خر انداختیم