خوش شیوه
مترادفها
باادب، با نزاکت، خوشرفتار
متضادها
بد اخلاق، بیادب، بدرفتار
لغت نامه دهخدا
خوش شیوه. [ خوَش ْ / خُش ْ شی وَ / وِ ] ( ص مرکب ) آنکه در نگاشتن روش خوب دارد. آنکه به نوع خوش می نگارد.
فرهنگ فارسی
آنکه در نگاشتن روش خوب دارد آنکه به نوع خوش می نگارد.
جمله سازی با خوش شیوه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 پیش نظر عاقل، چیزی نبود خوشتر از مسلک مجنونی، وز شیوه شیدایی
💡 او با رفتاری خوش شیوه و برخورد بسیار مودبانه با تمامی مهمانان، توانست در کمترین زمان ممکن اعتماد و احترام همگان را در جمع جلب کند.
💡 مدیریت یک مجموعه موفق، نیازمند افرادی است که علاوه بر دانش فنی بالا، افرادی خوش شیوه و با اخلاق حرفهای باشند تا محیط کار را بهبود بخشند.
💡 آن جوان خوش شیوه و باوقار، با رعایت آداب معاشرت و احترام به بزرگترها، الگویی عالی برای سایر همسن و سالهای خود در محله محسوب میشود.