لغت نامه دهخدا
گل افشانی کردن. [ گ ُ اَک َ دَ ] ( مص مرکب ) گل باران کردن. گل ریزان کردن: که یک روز در وقت گل طاهر گل افشانی کرد که هیچ ملک بر آنگونه نکند. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 393 ).
شد چو باران رسیده ریحانی
کرد بر تشنگان گل افشانی.نظامی.
گل افشانی کردن. [ گ ُ اَک َ دَ ] ( مص مرکب ) گل باران کردن. گل ریزان کردن: که یک روز در وقت گل طاهر گل افشانی کرد که هیچ ملک بر آنگونه نکند. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 393 ).
شد چو باران رسیده ریحانی
کرد بر تشنگان گل افشانی.نظامی.
( مصدر ) گل باران کردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کنونم بر سر یک پا چو نخل وادی ایمن به گلزارت زبان شعلهام مست گل افشانی
💡 ز گلبنی قفسم را اگر بیاویزی کنند بر سر من بلبلان گل افشانی
💡 تا فلک هر سحر ز گلبن مهر بر زمین میکند گل افشانی
💡 به عزم بسملم تیغ که دارد میل عریانی که در خونم قیامت میکند ناز گل افشانی
💡 به یادت قطره خونی که توفیق سفر یابد ز بس اعضا کنند از بوسه بر پایش گل افشانی
💡 روی بهرام از آن گل افشانی سرخ شد چون رحیق ریحانی