گزند دیدن

لغت نامه دهخدا

گزند دیدن. [ گ َ زَ دی دَ ] ( مص مرکب ) آسیب دیدن. رنج دیدن. صدمه دیدن:
چنان دان تو ای شهریار بلند
که از بد نبیند کسی جز گزند.فردوسی.بدل گفت تا زو نبینم گزند
از این کشورش دور باید فکند.اسدی.هم از زهر من کس گزندی نبیند
هم از زخم کس هم بلایی نبینم.خاقانی.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) آسیب دیدن صدمه دیدن.

جمله سازی با گزند دیدن

💡 سوزیم گه دیدن اغیار به رویت در دفع گزند نظر بد چو سپندیم

💡 دهانه غار در ارتفاع ۱۴۵۸ متری از سطح دریا در سمت شرقی رودخانه و در مختصات ۳۶٫۶۷۱۰۸ شمالی و ۵۹٫۶۷۷۱۰ شرقی است. خوشبختانه چون دهانه غار بسیار کوچک و در جهت شمال و جنوب است، تا فاصله ۱۰ متری دهانه غار قابل دیدن نیست و علی‌رغم حضور خیل مردم در روزهای تعطیل در دره بین روستاهای کارده و آل، غار از گزند رهگذران در امان مانده است! مجموع طول مسیرهای اصلی و فرعی اندازه‌گیری شده تاکنون برابر با ۴۲۵ متر است که تقریباً برابر با غار بزرگ مغان می‌باشد. هرچند تفاوت این دو غار در این است که مغان به صورت یک مسیر طولی بدون انشعاب و فرعی است ولی غار کارده به صورت ده‌ها راه فرعی و اصلی در هم پیچیده است.