لغت نامه دهخدا
گرو باختن. [ گ ِ رَ / رُو ت َ ]( مص مرکب ) چیزی را که بر آن گرو بسته اند به حریف باختن. مغلوب شدن در بازی. مغلوب شدن در شرط: و بوصیت دعاگوی هرگز بگرو ( شطرنج ) نبازد تا قمار نشود و کراهیت شرع لازم نیاید. ( راحةالصدور راوندی ).
چه خواهی ز چندین سر انداختن
بدین گوی تا کی گرو باختن.نظامی.|| گرو گذاشتن: تا بتوانی گرو مباز. ( قابوسنامه ).