لغت نامه دهخدا
گردان شاه بن سلغر. [ گ َ هَِ ن ِ س ُ غ ُ ] ( اِخ ) شانزدهمین سلطان از جمله سلاطین هرموز مطابق شاهنامه ٔتورانشاهی. رجوع به تاریخ عصر حافظ ج 1 ص 225 شود.
گردان شاه بن سلغر. [ گ َ هَِ ن ِ س ُ غ ُ ] ( اِخ ) شانزدهمین سلطان از جمله سلاطین هرموز مطابق شاهنامه ٔتورانشاهی. رجوع به تاریخ عصر حافظ ج 1 ص 225 شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تو را من بخواهم ز گردان شاه وزان نامداران ایران سپاه
💡 همان ده مبارز کز آوردگاه بیاورده بودند گردان شاه
💡 دلیران گردان شاه سرند به یکبار از کین بر ایشان زدند
💡 چو در پیش او انجمن شد سپاه ز نامآوران و ز گردان شاه
💡 بفرمود تا جمله گردان شاه پذیره شدند و گرفتند راه