لغت نامه دهخدا
( گرد آسیا ) گرد آسیا. [ گ َ دِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) رجوع به غبارالرحی شود. || گرد آسیا خورده است؛ کنایه از آن است که مردم چشته خوار و حرام خوار است. ( آنندراج ).
( گرد آسیا ) گرد آسیا. [ گ َ دِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) رجوع به غبارالرحی شود. || گرد آسیا خورده است؛ کنایه از آن است که مردم چشته خوار و حرام خوار است. ( آنندراج ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عاریتی است هر چه دهد گردش سپهر عارض بود بیاض چو از گرد آسیا است
💡 نگار سبز سیه دل ز من گریزد از آنک سرم سپید شد از گرد آسیای جهان
💡 چه غم از انقلاب دور عارف را که می داند غبار حادثات چرخ، گرد آسیا باشد
💡 فوج عقول و خیل نفوس آسیاب بان وین توده غبار در او گرد آسیا
💡 عبرت بود نصیب من از حادثات چرخ روشن شود چراغ من از گرد آسیا