فرهنگستان زبان و ادب
{weld pass, weld run} [جوشکاری و آزمایش های غیرمخرب، مهندسی مواد و متالورژی] تک عبور اسباب جوشکاری در طول یا عرض قطعه که در طی آن فلز جوش به طور پیوسته ذوب می شود
{weld pass, weld run} [جوشکاری و آزمایش های غیرمخرب، مهندسی مواد و متالورژی] تک عبور اسباب جوشکاری در طول یا عرض قطعه که در طی آن فلز جوش به طور پیوسته ذوب می شود
تکعبور اسباب جوشکاری در طول یا عرض قطعه که در طی آن فلز جوش بهطور پیوسته ذوب میشود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در گذر از کشتنم کز جوش خون گرم من میشود سوراخ ها در دل چو مجمر تیغ را