لغت نامه دهخدا
کین گر. [ گ َ ] ( ص مرکب ) کینه و عداوت تیز و افزون. ( آنندراج ). انتقام کشنده. منتقم. ( فرهنگ فارسی معین ).
کین گر. [ گ َ ] ( ص مرکب ) کینه و عداوت تیز و افزون. ( آنندراج ). انتقام کشنده. منتقم. ( فرهنگ فارسی معین ).
انتقام کشنده منتقم.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 روز و شب اختیار مهر کنند سال و مه آرزوی کین نکنند
💡 نگه کرد فرهنگ ز افراز کوه بدید آنکه آمد به کین آن گروه
💡 به کین سیاوش بریدم سرش برافروختم آتش از کشورش