کین کش

لغت نامه دهخدا

کین کش. [ ک َ / ک ِ ] ( نف مرکب ) کین کشنده. انتقامجو. منتقم. ( فرهنگ فارسی معین ):
فروماند کابلشه از غم به درد
زشیدسب کین کش بترسید مرد.اسدی.یاد آمد ایچ آنچه منت گفتم
کاین دهر کین کش است ز نادان کین.ناصرخسرو.همه پولادپوش و آهن خای
کین کش و دیوبند و قلعه گشای.نظامی.رجوع به کین کشیدن شود.

فرهنگ فارسی

( صفت ) انتقام جو منتقم.

جمله سازی با کین کش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ای ز مهر تو موافق را ثواب اندر بهشت وی ز کین تو مخالف را عقاب اندر سعیر

💡 سراسر پر آشوب گردد زمین ز بهر سیاوش بجنگ و به کین

💡 که منم کین بر زبانم می‌رود این جفاگر بشنود او چون شود

💡 رخ از مهر تابم سوی کین روم به ایوان شاهنشه چین روم

💡 کارول برنت، مایکل کین، چارلتون هستون، راک هادسن مجریان این مراسم بود.

دومین یعنی چه؟
دومین یعنی چه؟
مریم یعنی چه؟
مریم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز