لغت نامه دهخدا
کی منظر. [ ک َ / ک ِ م َ ظَ ] ( ص مرکب ) منظر شاهانه. ( ناظم الاطباء ). که منظری شاهانه دارد. شاه سیما:
به پیمان شکستن نه اندرخوری
که شیر ژیانی و کی منظری.فردوسی.تو پور جهان نامور مهتری
که شیر ژیانی و کی منظری.فردوسی.
کی منظر. [ ک َ / ک ِ م َ ظَ ] ( ص مرکب ) منظر شاهانه. ( ناظم الاطباء ). که منظری شاهانه دارد. شاه سیما:
به پیمان شکستن نه اندرخوری
که شیر ژیانی و کی منظری.فردوسی.تو پور جهان نامور مهتری
که شیر ژیانی و کی منظری.فردوسی.
منظر شاهانه. شاه سیما.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بخش انابد از منظر تقسیمات شامل شهر انابد و دو دهستان صحرا و درونه میباشد.
💡 هر قدر از خود برآیی دستگاه عبرتی منظر قدر تو دزدیدهست چندین نردبان
💡 بنده امر توام خاصه در آن امر که تو گوییام خیز نظر کن به سوی منظر من
💡 آفرین باد بر آن منظر شاهانه که هست نظر لطف الهی همه بر منظر او
💡 سیستان از منظر زمینشناسی یک دشت آبرفتی هموار و نسبتاً مسطح از رسوبات رودخانهای است. کف رسوبات از سنگهای کرتاسه و کنگلومرای اواخر دوره ترشیاری شکل گرفته است.
💡 به غیر دیده ی پاک بلند منظر من کسی نظاره ی آن سرو گل قبا مکناد