کپ امدن
مترادفها
گیر کردن، مسدود شدن، گرفتگی
متضادها
باز شدن، روان شدن
لغت نامه دهخدا
( کپ آمدن ) کپ آمدن. [ ک َ م َ دَ ] ( مص مرکب ) در تداول عامه، حال مرغی است که می خواهد بچه بگذارد. ( جمالزاده، یکی بود یکی نبود ) ( فرهنگ فارسی معین ).
فرهنگ معین
( کپ آمدن ) (کَ مَ دَ ) (مص ل. ) (عا. ) حال مرغی است که می خواهد بچه بگذارد.
فرهنگ فارسی
( کپ آمدن ) ( مصدر ) حال مرغی است که میخواهد بچه بگذارد ( یکی بود یکی نبود )
جمله سازی با کپ امدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 سیدنی از فاصله ۸۷۰۰ متری سمت حرکت خود را به موازات امدن تغییر داد. آتش نخست از توپهای امدن به سمت دشمن گشوده شد. دو گلوله امدن با سیدنی برخورد کردند که یکی برجک عقب کنترل آتش را از کار انداخت و دیگری با وجود اصابت به محفظه مهمات، منفجر نشد.
💡 ۱۲: نیروی هوایی بریتانیا چندین شهر آلمان از جمله هامبورگ، امدن و برلین را بمباران کرد.
💡 اگر نانها را در محیط مرطوب و بدون تهویه مناسب قرار دهید، به سرعت کپ امدن آنها آغاز شده و دیگر قابل استفاده برای خوردن نخواهند بود.
💡 پوشاک که در فضای بسته و نمناک رها شده باشند، به دلیل رطوبت بالا دچار کپ امدن شده و لکههای سیاه و ناخوشایندی روی پارچه آنها باقی میماند.
💡 با بررسی انبار محصولات کشاورزی، متوجه شدیم که به دلیل نشت آب از سقف، بخشی از غلات کپ امدن کرده و کیفیت خود را از دست دادهاند.