کن و مکن
مترادفها
امر و نهی، این و آن
متضادها
ثبات، قاطعیت
لغت نامه دهخدا
کن و مکن. [ ک ُ وَ /ک ُ ن ُ م َ ک ُ ] ( جمله فعلیه، امر و نهی ) انجام بده و انجام مده. با افعل و لاتفعل قیاس شود:
لاتفعل و افعل نکند چندان سود
چون با عجمی کن و مکن باید گفت.؟ ( از مرصاد العباد ).خلق را از راه وعظ، کن و مکن می فرماید و گاه به زبان اهل حله ثنا می سراید. ( مقامات حمیدی از آنندراج ذیل کله ). و رجوع به کن مکن شود.
فرهنگ فارسی
( جمل. فعلیه. امر و نهی ) انجام بده و انجام مده: لا تفعل و افعل نکند چندان سود چون با عجمی کن و مکن باید گفت.
جمله سازی با کن و مکن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 الماس و زهر بر سر مژگان چو داشتی این سوی دل روان کن و آن زی جگر فرست
💡 با خویشتن ببر دل ما کز سگان اوست امشب به داغ او کن و فردا به ما رسان
💡 از باشگاههایی که در آن بازی کردهاست میتوان به باشگاه فوتبال کن و باشگاه فوتبال دیژون اشاره کرد.
💡 علم آموز و قناعت کن و عزلت بگزین مرد باید که از این یک دو سه کاری بکند
💡 از باشگاههایی که در آن بازی کردهاست میتوان به باشگاه فوتبال کن و باشگاه فوتبال آژاکسیو اشاره کرد.