کن سفید

لغت نامه دهخدا

کن سفید. [ ک َ س ِ ] ( اِخ ) دهی از دهستان بهمئی سردسیر است که در بخش کهکیلویه شهرستان بهبهان واقع است و 120 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).
کن سفید. [ ک َ س ِ ] ( اِخ ) دهی از دهستان طیبی گرمسیری است که در بخش کهکیلویه شهرستان بهبهان واقع است و 320 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).

جمله سازی با کن سفید

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 موی سفید و روی سیه عیب مشک نیست با خلق خوش به صورت زیبا چه حاجت است؟

💡 شبم را بود ننگ صبح امید چو بر مردم دیده خال سفید

💡 چون شب هجران ز سحر ناامید از مه نو زنگی ابرو سفید

💡 به بین که دیده نرگس سفید گشت و هنوز مژه بهم نزند در نظاره سوسن

💡 از سرکشی نکردی، یکبار رنجه ما را تا شد سفید چشمم در انتظار هر دو

💡 بنای سفید خانی وسطی مربوط به دوره ساسانیان است و در شهرستان چرداول، روستای سفید خانی وسطی واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۴ مرداد ۱۳۸۲ با شمارهٔ ثبت ۹۴۹۹ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.