لغت نامه دهخدا
کزطرخون. [ ک َ طَ ] ( اِ ) دوائی است که عاقرقرحا گویند، قوت باه دهد. کژترخون. ( برهان ) ( آنندراج ). عاقرقرحاء. ( فهرست مخزن الادویه ). کزآلکرا. ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به عاقرقرحا شود.
کزطرخون. [ ک َ طَ ] ( اِ ) دوائی است که عاقرقرحا گویند، قوت باه دهد. کژترخون. ( برهان ) ( آنندراج ). عاقرقرحاء. ( فهرست مخزن الادویه ). کزآلکرا. ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به عاقرقرحا شود.
( اسم ) عاقرقرحا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اسفندان (خردل)، سماروغ(قارچ خوراکی)، طرخون(ترخون)، ریواس، سعتر(آویشن).
💡 رویی بسان آتش مویی بشکل دود رنگی چو رنگ طرخون، بویی چو بوی سیر