کرشمه طراز

لغت نامه دهخدا

کرشمه طراز. [ک ِ رِ م َ / م ِ طِ / طَ ] ( نف مرکب ) کرشمه طرازنده. کرشمه باز. ( فرهنگ فارسی معین ). کرشمه آرا:
گل می تراود ز دل و دیده تا نظر
بر نرگس کرشمه طرازش فکنده ام.طالب آملی ( از آنندراج ).رجوع به کرشمه باز شود.

فرهنگ فارسی

( صفت ) کرشمه باز: ( گل می تراودم ز دل و دیده تا نظر بر نرگس کرشمه طراز ش فکنده ام ]. ( طالب آملی )

جمله سازی با کرشمه طراز

💡 شهید عاطفت آن کرشمه ام که از سر مهر تمام نقش طرازی و مشهد آرایی است