لغت نامه دهخدا
کبوتر زدن. [ ک َ ت َ زَ دَ ] ( مص مرکب ) با تیر زدن کبوتر. شکار کردن کبوتر. کبوتر شکار کردن.
کبوتر زدن. [ ک َ ت َ زَ دَ ] ( مص مرکب ) با تیر زدن کبوتر. شکار کردن کبوتر. کبوتر شکار کردن.
با تیر زدن کبوتر
💡 طرح فرش صلح پس از ارائه نقشه که کبوتر صلح میباشد، در یک دار قالی آماده شده و با شعار «سه شنبههای صلح» با سفر به نقاط مختلف به همه انسانها بدون در نظر گرفتن نوع قومیت و ملیت آنها و همچنین دعوت از چهرههای فرهنگی، هنری، ورزشی، ادبی و … پس از آموزش فرش بافی، به آنها اجازه بافت و گره (ایلمه) زدن را میدهد و نام و مشخصات آنها در شناسنامه فرش صلح به ثبت میرسد.