لغت نامه دهخدا
کار راه انداختن. [ اَ ت َ ] ( مص مرکب ) کار راندن. انجام دادن کار.
کار راه انداختن. [ اَ ت َ ] ( مص مرکب ) کار راندن. انجام دادن کار.
(اَ تَ ) (مص م. ) انجام دادن کار.
کار راندن انجام دادن کار
انجام دادن کار.
💡 یک سایت پرندهنگری نیز از سال ۱۳۹۰ در مکان تالاب هشیلان در حال ساخت است. کار راهاندازی سایت پرندهنگری در تالاب هشیلان در سال ۱۴۰۱ پس از گذشت بیش از یک دهه هنوز پایان نیافته و بنا بر اعلام مدیرکل محیط زیست استان کرمانشاه بین ۸۰ تا ۸۵ درصد پیشرفت داشتهاست.
💡 ژاله کبیری همسر جدید کامران کامروا که ۳ سال است با او ازدواج کرده برای او جشن تولد گرفته و همهٔ آشنایان و دوستان را دعوت کرده تا ثروت خود را برای دیگران به نمایش بگذارد. کامران کامروا هم مؤسسهٔ خیریهٔ جدیدی برای کودکان کار راهاندازی کرده و مانند گذشته به پولشویی مشغول است و مهیار مهرافزون را به استخدام خود درآوردهاست.
💡 در سال ۱۹۸۳ آقای نیکولاس ج هایاک ساعت سوئیسی سواچ را بنیانگذاری کرد و با این کار راهی نو برای گروه سواچ و تکمیل مارکهای آن گشود. او در سال ۱۹۹۸ موفق به کسب دکترا از دانشکده نوشاتل گردید. دوران مدیریت عاملی او در گروه سواچ از ۱۹۸۶ آغاز و تا سال ۲۰۱۰ ادامه یافت.
💡 محافظه کاران مکزیکی آشوب سیاسی دوران فدرال ناشی از توانمندسازی ایالات نسبت به دولت فدرال، مشارکت مردان غیر نخبه در سیستم سیاسی از طریق حق رأی همگانی مردان، شورشها و رکود اقتصادی را به ضعف دولت فدرال نسبت دادند. نخبگان محافظه کار راه حل مسئله را از بین بردن سیستم فدرال و ایجاد یک سیستم متمرکز، به یاد نظام سیاسی در دوران استعمار میدانستند.
💡 چون در اصل کار راه و رهبر و رهرو یکی است اختلاف از بهر چه در کاروان آید پدید