لغت نامه دهخدا
چوب دانه. [ ن َ / ن ِ ] ( اِ مرکب ) سنجد. ( جهانگیری ). میوه ای است که آن را سنجد گویند و بعربی غبیرا خوانند. ( برهان ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به سنجد شود.
چوب دانه. [ ن َ / ن ِ ] ( اِ مرکب ) سنجد. ( جهانگیری ). میوه ای است که آن را سنجد گویند و بعربی غبیرا خوانند. ( برهان ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به سنجد شود.
=سنجد
سنجد ٠ میوه ایست که آنرا سنجد گویند و بعربی غبیرا خوانند ٠
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نوازندهٔ دوم سازی را مینوازد که «گوئاسا» (goo-ah-SAH) یا «گوئاچا» (goo-AH-cheh) نام دارد. این ساز در واقع طبلی توخالی ساخته شده از فلز، چوب یا بامبو است که پر از دانههای سبک برنج یا دیگر چیزهاست.
💡 کرده ای رو پوش چوب و خاک را دانه را و بیضه را و کاک را