چم کنار

لغت نامه دهخدا

چم کنار. [ چ َ ک ِ ] ( اِخ ) دهی از دهستان چم خلف عیسی بخش هندیجان شهرستان خرمشهر که در 9 هزارگزی شمال هندیجان، کنار راه اتومبیل رو هندیجان به خلف آباد و در باختر رودخانه زهره. واقع است. دشت و گرمسیر است و 284 تن سکنه دارد. آبش از رودخانه ٔزهره. محصولش غلات. شغل اهالی زراعت و حشم داری و راهش در تابستان اتومبیل رو است. ساکنان آبادی از طایفه ٔقنواتی میباشند. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).
چم کنار. [ چ َ ک ِ ] ( اِخ ) دهی از دهستان گندزلو بخش مرکزی شهرستان شوشتر که در 7 هزارگزی جنوب خاوری شوشتر و 4 هزارگزی باختر راه شوسه مسجدسلیمان به اهواز واقع است. دشت و گرمسیر است و 150 تن سکنه دارد. آبش از رودخانه گرگر. محصولش غلات. شغل اهالی زراعت و راهش درتابستان اتومبیل رو است. ساکنان آبادی از طایفه گندزلو میباشند و در این محل بنایی است قدیمی به نام امامزاده مرتضی علی. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).
چم کنار. [ چ َ ک ِ ] ( اِخ ) دهی از دهستان بخش دهلران شهرستان ایلام که در 30 هزارگزی شمال باختری دهلران و 3 هزارگزی شمال راه شوسه دهلران به نصریان واقع است. کوهستانی و گرمسیر است و 58 تن سکنه دارد. آبش از چشمه سار. محصولش غلات، روغن و پشم و شغل اهالی زراعت و گله داری است. ساکنان آبادی از طایفه جایزه و زر هستند. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).

فرهنگ فارسی

دهی از دهستان گندزلو بخش مرکزی شهرستان شوشتر.

جمله سازی با چم کنار

💡 چشم انجم باشد از شب زنده داران با خبر در کنار بام چندین پاسبان باشد مرا

💡 سزای من دلم از دیده در کنار نهاد چو قصد رفتن آن راه بی کنار کنم

💡 چون از کنار دست نشویم که کشتیم صائب به چارموجه کثرت فتاده است

💡 سروی چو در سماعی بدری چو در حدیثی صبحی چو در کناری شمعی چو در میانی

💡 بهار آمد و کشت این هوس ز شوق مرا که: بر کنار گل و یاسمین تو باشی و من