چشم سرخ کردن

لغت نامه دهخدا

چشم سرخ کردن. [ چ َ / چ ِ س ُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) غضبناک شدن. ( فرهنگ نظام ).
- چشم سرخ کردن به چیزی یا بر چیزی؛ کنایه است از نگریستن بتمام شوق و رغبت، و شیفته ومجنون او بودن. ( آنندراج ). با شوق مفرط دیدن. ( فرهنگ نظام ):
برخسار تو چشم کردیم سرخ
از آن اشک ما لاله گون میرود.کمال خجندی ( از آنندراج ).بهر گلرخ که کردم سرخ دیده
کنون از هر مژه خونم چکیده.جامی ( از آنندراج ).|| طمع کردن. ( آنندراج ).

فرهنگ فارسی

( مصدر ) غضبناک شدن. یا چشم به چیزی. ۱ - نگریستن بتمام شوق و رغبت. ۲ - طمع کردن.

جمله سازی با چشم سرخ کردن

💡 ندانم خمار است یا چشم دردش که در چشم سرخی فراوان نماید

💡 قسمش داد و گفت‌: دردت چیست‌؟ چشم سرخ‌ و رخان زردت چیست‌؟

💡 نهاده چشم سرخ خویش را عیوق زی مغرب چو از کینه معادی چشم بنهد زی معادائی

💡 الکساندر در برنامه تلویزیونی چشم سرخ در شبکه فاکس‌نیوز بیان کرد که آموزش‌های جنسی پرهیز از سکس پیش از ازدواج، در جوانان تأثیر گذار نبوده، درحالی که آموزش روابط جنسی ایمن بسیار موفق بوده‌است.

💡 کرد آن سپید کار بملک تو چشم سرخ تا زرد روی گشت و جهان شد برو سیاه

اعتلا یعنی چه؟
اعتلا یعنی چه؟
نجیب یعنی چه؟
نجیب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز