چشم براه داشتن
مترادفها
چشمانتظار بودن، منتظر بودن
متضادها
بیخیال بودن، نادیده گرفتن
لغت نامه دهخدا
چشم براه داشتن. [ چ َ / چ ِ ب ِ ت َ ] ( مص مرکب ) کنایه از انتظار کشیدن باشد. ( برهان ) ( آنندراج ). مرادف چشم براه دوختن و چشم و دیده براه نهادن. ( از آنندراج ). انتظار کشیدن. ( ناظم الاطباء ):
مدتی شد که تا بدان امید
چشم دارد براه و گوش بدر.انوری.دل که بیابان گرفت چشم ندارد براه
هر که صراحی کشید گوش ندارد بپند.سعدی.
فرهنگ فارسی
کنایه از انتظار کشیدن. مرادف چشم براه دوختن و چشم و دیده براه نهادن.
جمله سازی با چشم براه داشتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 غافل مشو از حال من القصه که من هم گوش برآوازم و، هم چشم براه
💡 به فکر چشم براهان خویش می افتد سخن ز یوسف گل پیرهن نمی ماند
💡 در آنجا طبق قرار قبلی اولوسونو در قلعهٔ زیرداکا چشم براه وی بود و انبارهای پر از خواربار تهیه کرده، هدایایی از اسبان و دامها به لشکریان آشور تقدیم داشت.
💡 يوسف گفت: برادران: شايسته نيست ما در اينجا شاد و خرم دور هم باشيم و پدرسالخورده ورنجديده ما در غم و اندوه بسر برد و چشم براه باشد.