لغت نامه دهخدا
چرندپرند. [ چ َ رَ پ َ رَ ] ( اِ مرکب، از اتباع ) چرند. چرند و پرند. پرت و پلا. چرت و پرت. هذیان. سخن مهمل و بیهوده. حرف مفت. رجوع به «چرند» و «چرند گفتن » و «چرند و پرند» شود.
چرندپرند. [ چ َ رَ پ َ رَ ] ( اِ مرکب، از اتباع ) چرند. چرند و پرند. پرت و پلا. چرت و پرت. هذیان. سخن مهمل و بیهوده. حرف مفت. رجوع به «چرند» و «چرند گفتن » و «چرند و پرند» شود.
چرند. چرند و پرند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 حال چرند یک پرند عنوان کتابی از پرند زاهدی است. این کتاب با حضور جمعی از هنرمندان سینما و اهالی فرهنگ، شهریور ۱۳۹۶ در خانه سینمای ایران رونمائی شد. سعید حاجیمیری کارگردان، تهیهکننده و فیلمنامهنویس در مورد این کتاب میگوید: «من به او غبطه خوردم که خیلی راحت تر از من و باقی بچههای سینما میتواند احساساتش را بیان کند. به نظرم او در روانی ادبیات و کلمات به یک اجتهاد رسیدهاست»
💡 اى فرزند آدم: هنگامى كه قساوتى در دلت يافتى، و بيمارى در بدنت حس نمودى ونقصى در مالت ديدى و خود را محروم از رزق و روزى يافتى، بدان كه تو البته گفتارت بى معنى و بيهوده بوده است يعنى كلامت چرند پرند و يامشتمل بر گناه و رنجاندن مسلمانان بوده است.